پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ / Thursday 23 February 2012 آخرین بروز رسانی: ۲۰:۰۸:۱۷ - چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۰

آرشیو سرویس ادبیات

این دختران تا کمر در آب…
برخیز تا پروانه ها از خواب برخیزند نیلوفران از بستر مرداب برخیزند   امواج دریا را بشوران تا بیاشوبند گرداب در گرداب در گرداب برخیزند   با خنده هایت باز جادو کن پری ها را تا چون زنی دیوانه در مهتاب برخیزند   موهایشان را دست باد صبح بسپارند آهسته از زیر پتوی خواب برخیزند   خم کن سرت را تا به شوق بوسه هایت باز این دختران تا کمر در آب برخیزند   قدیسه های معبد شب با تماشایت از زهد برگردند و از مهراب برخیزند    ازابرها بیرون بیا تا بچه ماهی ها با دیدن عکس تو در تالاب برخیزند
تاریخ انتشار:۳۰ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۹:۲۴ | نظرات

چند عاشقانه پر اشکال به همراه پاره ای توضیحات !!!!!!!!!!
ای کسانی که ایمان آوردید ! بیایید بیایید که با کمال تاسف و تاثر درگذشت عالم ربانی ، ببخشید قاطی کردم ، با کمال تاسف و تاثر اینجانب سید علیرضا لقمانی فرزند کوچک این مرز و بوم دوباره به عرصه وبلاگ بازگشتم چون احساس میکنم این وبلاگ به پرتگاهی عظیم نزدیک می شود !!!!!!!!!!!!!! ( والا بخدا )قبل از هر چیز و بعد از این نطق قوی باید عرض کنم که بنده بخدا بدقول نیستم و یادم مانده که قول دادم درباره ی اصغر فرهادی عزیز بنویسم اما در درجه ی اول تصمیم گرفتم بعد از برگزاری مراسم اسکار در ...
تاریخ انتشار:۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۶:۵۱ | نظرات

نقد " روزهای آخر آبان " و " از ماه تا ماهی " در:
روزنامهً جام جم ۸ بهمن و: سایت سوره مهر و: سایت فرهیختگان  
تاریخ انتشار:۶ بهمن ۱۳۹۰ - ۸:۴۰ | نظرات

عصیان نویس ۲۰۱۲-۰۱-۲۱ ۰۹:۲۱:۰۰
اصلن به مادرت بگودختر نیست! شعرهایم رابریزدور تر از این نمی شود اسم یهودی اتاصول مذهب ام را ترور می کند آینده ات را در رفت و آمدمـ بی لباس که می ریزی توی نگاه دروغین اش ـ الیاس! فرزند حرامزاده مان نجیب تر است از لذت بکارت اش اصلن به مادرت بگودختر نیست ! حوادث که حمله می کنندزنبق هاقبل از بلوغپیر می شوند   دریا موسوی۲۸/۱۰/۹۰
تاریخ انتشار:۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۹:۲۱ | نظرات

خوش به حال آهوها ۲۰۱۲-۰۱-۱۹ ۱۹:۲۴:۰۰
نگاهت طعم باران های بادآورده را دارد که بعد از سالها بر سرزمینی خشک می بارد   شبیه دارویی که روی زخمی کهنه بگذارند اگرچه حرف هایت گاه روحم را می آزارد   ولی من باز هم مثل کویر تشنه ای هستم که بی تاب است تا خود را به بارانِ تو بسپارد   ترک های دهان واکرده در این خاک بسیارند تویی، تا لطف خاصت دست بر زخم که بگذارد...!   تو هر ساعت به سمتی می روی، ای ابر! بیخود نیست دلم می لرزد و دست چپم اینقدر می خارد*   انار نوبری! هر میهمانی می رسد از راه تو را می خواهد از ظرف بزرگ میوه بردارد --------------------------------------------------------------------------------- * می گویند خارش کف دست چپ، ...
تاریخ انتشار:۲۹ دی ۱۳۹۰ - ۱۹:۲۴ | نظرات

کاریکلماتور ۲۵
* برف شهر را رو سفيد كرد . * آينه هرچه شفاف تر ، رك تر . * خاطرات آينده را به گذشته تبديل مي كند . * برف زود هنگام ، پيري زودرس درخت هاست . * سوغات آينده مرگ است . * فاصله ي دانش آموز و دانشجو چهار ساعت است . * زمين ، مرده خور است . * گوشتخوارها كم كم در حال منقرض شدن هستند . * حرف توي گوش آدم دهن لق بند نمي شود . * براي سلامتي مردم ، آرزوي ورشكستگي پزشكان را دارم . * وقتي ديگه حال نفس كشيدن نداشت مُرد . * تخته سياه بهترين وسيله ي كمك آموزشي دنيا است . پ . ن : ای کسانی ایمان آوردید ، این ...
تاریخ انتشار:۲۹ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۴ | نظرات

کاریکلماتور ۲۴
* سي و سه پل ، در اولين نگاه آب را نشناخت . * سوغات آب براي پل خواجو ، آواز بود . * بالاخره زندگي در شاهرگ اصهان جاري شد . * آب بخاطر ترك هاي سي و سه پل از خودش شرمنده است . * اصفهان بعد از 7 ماه دل به رود زد . * سي و سه پل بعد از مدت ها حمام كرد . * به لب هايش برچسب خنده مي زند ، تا كسي از حال بدش خبردار نشود . * باران در تميز كردن خيابان ها جور شهرداري را كشيد . * پاييز ، فصل خودكشي دسته جمعي برگ هاست . * اشك آسمان بر پهناي صورت شهر نشست . * باران ...
تاریخ انتشار:۲۲ دی ۱۳۹۰ - ۱۷:۳۰ | نظرات

سگای خائن
سگاي گله خوابيدن ، شغال و گرگ بيدارن سگاي ما همه فاسد ، همه پر درد و بيمارن سگاي نيمه جون ما فقط هيبت ز سگ دارن شغالا گرچه مي ترسن ، ولي سگ ها چقد زارن شغال و گرگ ترسيدن ولي سگ ها شدن خائن خيانتكار و بدكارن ، ز پستي ها چه سرشارن حراجي گشته اين گله ، براي سود اين سگ ها نه از حق با خبر هستند و هم نامرد و بدكارن براي سود اين سگ ها همه اموال شد سودا سگاي ما همه از خنده ي اين گله بيزارنپ . ن  : هر گونه برداشت ( اجتماعي ، سياسي و غيره ....... ) از اين شعر آزاد است .
تاریخ انتشار:۱۵ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۰ | نظرات

حرف مفت ۱۷ ( دلنوشته )
28 آذر ( سالروز هدفمندي يارانه ها )  با نهايت تاسف و تاثر در گذشت !!!! ببخشيد قاطي كردم ، با نهايت هيچ حسي يك ساله شدن هدفمندي ، هدرمندي يا به اصطلاح درست تر حذف يارانه ها را ، در سال جهاد اختلاسي !!!!!‌ببخشيد جهاد اقتصادي ( آي زرشك ) نه تبريك مي گوييم و نه تسليت ! در اينجا سعي كرده ايم با تحقيقات و پي گيري هاي فراوان چند پيامد مثبت ( !!!! ) هدفمندي يارانه ها را خدمتتان عرض كنيم تا ملت هميشه راضي و گل و بلبل ( !!!!! ) ما ، راضي تر ...
تاریخ انتشار:۱۰ دی ۱۳۹۰ - ۲۰:۰۰ | نظرات

یک غزل از "روزهای آخر آبان"
اما قبل از آن، از همۀ دوستانی که برای پست قبلی وقت گذاشتند و مرا از نظرات خود بهره مند ساختند، تشکر می کنم. تا پرده را پس می­ زند انگشت بی خوابی رد می­ شوند از آسمان شش هفت مرغابی   یاد تو می­ ا فتم که می گفتی چهل سال است شب ها کنار یک درخت کاج می خوابی   -" شب ها هوا زیر درخت کاج سنگین است! من رختخوابم را همین جا توی مهتابی..."   یاد تو می افتم... ( چقدر این خانه تاریک است!) یاد تو می افتم... تو و آواز سیما-   بینا و صدای قل قل و قلیان و عطر چای... شب های تابستان وآن... آن فرش عنّابی...    بعد از تو دنیا جای امنی نیست، می بینی؟ افتاده از ...
تاریخ انتشار:۶ دی ۱۳۹۰ - ۹:۳۷ | نظرات

کمرت درد نکنه رضا !!! ( درآمدی طنز بر یه حبه قند رضا میر کریمی )
نطق پيش از دستور : لطفا جواب نظرات پست قبلي را حتما ضمن بخوانيد ( قسمت نظرات ) چاكريم ......    الآن كه از سينما برگشتم و هنوز تو فضاي يه حبه قندم دوستدارم رضا ميركريمي و رضا كيانيان اينجا بودن تا دست رضا ميركريمي را بخاطر ساخت اين فيلم و كمر رضا كيانيان رو بخاطر قرهاي فراواني كه از كمرش مي ريخت ، ببوسم . خدايي فيلمي ساخته در حد المپيك و كاش سيمرغ ميگرفت ................( به نظر من يه حبه قند دومين فيلم برتر اكران سال 90 هستش : 1 – جدايي نادر از سيمين – 2 – يه ...
تاریخ انتشار:۳ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۲ | نظرات

اینم تصویر سنگ قبرم
این عکس رو واسه سنگ قبرم طراحی کنید خواهشا نظر بدید و بگید خوبه یا نه و ایراد هاش رو بگید تا بر طرف کنم . ممنون . شادی روح تازه گذشته بخندید .
تاریخ انتشار:۲۴ آذر ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۴ | نظرات

به بهانهَ محرم
هنوز اين آسمان آلوده‌ً پرهاي كركس‌هاست و از خون تو تر، دامان خشكي ها و اطلس‌هاست جهان تشنه است ماه آسمان تشنه است اما آب هنوز آن سوي دست بيعت خشكه‌مقدس‌هاست چنان پاشيده از هم نقشهاي روزگار انگار زمين يك كاشي افتاده از طاق مقرنس‌هاست در آن سو گربه‌رقصاني شامي‌هاست و اين سو شتر‌ها پاي مي‌كوبند و ميدان دست ناكث‌هاست كجايي اي سمند كوه‌ها در زير پايت پست!؟ پس از تو هر غزالي طعمهً منقار كركس‌هاست به دنيا برنگرد اي ذوالجناح تشنه! در اين عصر اگر آن روزگار شمر بود اين عصر اشعث‌هاست
تاریخ انتشار:۲۰ آذر ۱۳۹۰ - ۵:۰۴ | نظرات

آورده اند که …….. و نگاه اشقیا
آورده اند كه ....... آورده اند كه ، روزي " افتضاح الملك بلغمي " گذرش به ديار افتاد كه آن را پارس يا ايران مي خواندندي ، گويي ماه محرم بودندي و همه جا و همه كس مشكي پوش و گريان . و همه درحال تناول خورشت قيمه يا پلو عدس بودندي ، كه گويي در اين ماه تناول اغذيه اي غير از اين دو حرام باشدندي . افتضاح الملك اندر احوالات اين ماه در ديار پارس آورده كه : مردمان اين ديار فقط ده روز گريان و مشكي پوش هستندي و بقيه سال به گناه مشغول و اميد آن دارند ...
تاریخ انتشار:۱۷ آذر ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۸ | نظرات

کاریکلماتور ۲۲ و ۲۳
نطق پیش از دستور : ۱ - محرم رو تسلیت عرض میکنیم . ۲ - اننتخاب به حق علی کریمی رو به عنوان محبوبترین بازیکن آسیا رو تبریک عرض می کنیم . ۳ - این جملاتی که بنده همیشه بهشون میگم کارکلماتور در هم هستن یعنی هم کاریکلماتور هم کلماتور و هم جملات قصار هستن. * باران در نهايت مهرباني ، خيابان را بند آورد . * خشت اول چون نهد معمار كج ، خب خرابش مي كنيم از اول مي سازيم . * كفن ، لباس فرم مرده هاست . * استاد شجريان به تنهايي ، يك فرهنگ است . * استاد شجريان آواز را ...
تاریخ انتشار:۱۰ آذر ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۰ | نظرات

کاریکلماتور ۲۱
* دفترچه يادداشتش ، نقش حافظه از دست رفته اش را بازي مي كرد . * كتاب نخوان ها اوقات حماقت زيادي دارند . * طنزپرداز مجرد ، با كمبود سوژ مواجه است ، مگر خلافش ثابت شود . * طنزپرداز مجرد راحت مي خندد . * طنز پرداز مجرد ، از شر كار و زندگي راحت است . * قلم آدم بي فرهنگ ، فحش مي نويسد . * چه خوب بود اگر خدا بجاي روح ، در جسم انسان فرهنگ مي دميد . * *فرهنگ جامعه ، در خانواده متولد مي شود . * معلم بي ادب ، حق يك جامعه را ضايع مي كند . * ...
تاریخ انتشار:۴ آذر ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۸ | نظرات

یک غزل از "روزهای آخر آبان"
درخت‌ها همه عريان شدند، آبان شدو باد آمد و باران گرفت و طوفان شدنيامدي و نچيدي انار سرخي راكه ماند بر سر اين شاخه تا زمستان شدنيامدي و ترك خورد سينهً من و ... آه!چقدر يك‌شبه ياقوت سرخ ارزان شد!چقدر باغ پر از جعبه‌هاي ميوه شد وچقدر جعبهً پر راهي خيابان شد!چقدر چشم ‌به راهت نشستم و تو چقدرگذشتن از من و رفتن برايت آسان شد!چطور قصه‌ام اينقدر تلخ پايان يافت؟چطور آنچه نمي‌خواستم شود، آن شد؟انار سرخ سر شاخه خشك شد، اقتادو گوش باغ پر از خندهً كلاغان شد...
تاریخ انتشار:۲۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۵:۴۶ | نظرات

تقدیم به مارلون براندو ……..
در 26 آبان 1353 ، پسري در مشهد به دنيا آمد تا 30 سال بعد بشود مارلون براندوي ايراني و براي خودش اسم و رسمي دست و پا كند و بشود يك ستاره . او در سينما بازيش را از آخر بازي شروع كرد و از همان وقتي كه به بوتيك رسيد به همه فهماند كه اين زن حرف نمي زند . وقتي وارد كافه ستاره ها شد ؛ محبوبيتش بيشتر شد و فهميديم كه مانند عروس كوهستان ، لباس محبوبيت و مقبوليت و ستاره بودن برازنده قامت اوست . هنگامي كه رقص با ماه را به زيبايي پشت سر ...
تاریخ انتشار:۲۶ آبان ۱۳۹۰ - ۱۹:۳۰ | نظرات