جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷ / Friday 20 April 2018 آخرین بروز رسانی: ۱۵:۱۳:۴۸ - دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷
کد خبر: 6182
شناسه: ن/ 64 س/۲۰۱۶۵۹۹۶۰۰۱۲
زمان مخابره: ۲۰:۵۹:۰۰ - ۱۶ اسفند ۱۳۹۶
Print This Post
اراده ای به شعر
علی خان آبادی
بی اراده به شعر می رومدر تکاپوی دستهاشکه مرا هل می دهدتوتوی عاشقیبی اراده به شعر می راندمدر فراسوی چشمهاشکه مرا به سوی بی سو فرا میخواندشوقی است زندگیبی ارادهدستانم به فرمان عشقواژه چین می شوندو سکوت برشکسته می شودپایان خستگیچه عامیانه در انتظار شعرتکیه بر ستون سنگواره ی قلم در دستانم زده بودمو اراده ام را به قدر قدرت خویش معطوف کرده بودممن شاید مردی بودمکه هزار سالبرنشسته بر بیرقی بادورمشق شاعری می کردو جبر و اختیار می سرودو در سال هزار و دومجبر نگاه تو بی اختیاربه قربانگاه بی واژه ام کشاندآنجا که کلمات هم به مسلخ می روندو همه چیز هیچ استو ترسها هیچ استو زخمها هیچ استو‌ گذشته به آینده راه می بردو‌ حال، حال خوش سرمستی استو حال، حال خوش ادراکو حال،حال دیگری استکه بی اراده به شعر می روم

انتهای پیام / شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان / کد خبر: 6182
نویسنده: علی خان آبادی


ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.