جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷ / Friday 20 April 2018 آخرین بروز رسانی: ۱۵:۱۳:۴۸ - دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷
کد خبر: 6178
شناسه: ن/ 37 س/۱۵۱۲۵۲۹۶۳۳۱۲
زمان مخابره: ۱۵:۵۲:۳۳ - ۱۲ اسفند ۱۳۹۶
Print This Post
علی مختاری ۲۰۱۸-۰۳-۰۳ ۱۵:۵۲:۳۳
علی مختاری
پاییز و خزان و خشخش برگهارنگهای الوان و زوزه بادگامهای خسته ام در کوچه پس کوچه تنهاییوصدای نفس های غایم شده در زیر شال گردنم یاد زمان جوانی و پرسه زدن در حاشیه رودخانه وزمزمه های نواهای پاییزی هرسال یاد اور دوستانیست که چند زمانیست در افق دور ذهنم مانده اندگویی زمان هم رنگ کهنگی گرفته واوای میان سالی از شور و ماهورجوانی به همایون و بیات و ابوعطا رو بردهنگاه شاد و پرشئف به نگاه تفکر و سیر در خاطرات بدل شده و هرزمان و هر نکته بازگشتیست به توشه خاطرات گذشتههمچنان که گام بر میدارم گویی به پایان داستان نزدیک تر و نزدیک تر میشویمداستانی که خود مینویسیم و خود نقل میکنیم و بازیگری

انتهای پیام / شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان / کد خبر: 6178
نویسنده: علی مختاری


ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.