جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷ / Friday 20 April 2018 آخرین بروز رسانی: ۱۵:۱۳:۴۸ - دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷
کد خبر: 6177
شناسه: ن/ 37 س/۱۵۱۲۵۴۹۶۰۰۱۲
زمان مخابره: ۱۵:۵۴:۰۰ - ۱۲ اسفند ۱۳۹۶
Print This Post
اوارگی
علی مختاری
سردست امشب سر سرمای شدید کودکی در کنار پله دکانی تن به زمین بی روح سپردهچنان که زیراندازی از کارتن خوراکی هایی که با ذائقه اش بیگانه است وتن پوشی از کهنه لباس های تابستانی که رفتگر محله از میان زباله ها بدو دادمیدانم، سردی زمین از خاک است نه از هوای بیرحم زمستان ،چرا گه اگر هرکه باشیم و خوراک خاک گورستان شویم سردی ان غبار غم را از چهره باز ماندگان میزدایدولی کودک درکش از سردی درد همسان کودک کبریت فروش است که با پوست وخون احساسش میکند نه از سردی خاکوما ادمها سردی روح خاک را بیشتر از روح پروردگار درونشان پروراندند ،چراکه خاک را نفس یزدان پاک انسان کرد و ما نفس را حق نکردیم.چه سنگواره شدیم وچه نگاه های بیرحمانه ای به همنوعانمان داریم .چه شعرها زمزمه زبان و شیرازه ذهنمان بود که انسانیت را به یک پیکر تشبیه میکرد،کدامین درد را دیدیم و سراسیمه ...

انتهای پیام / شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان / کد خبر: 6177
نویسنده: علی مختاری


ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.