دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ / Monday 20 November 2017 آخرین بروز رسانی: ۱۰:۴۳:۲۸ - دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶
کد خبر: 5728
شناسه: ن/ 64 س/۲۱۲۶۳۳۹۳۲۰۰۷
زمان مخابره: ۲۱:۳۳:۲۰ - ۲۶ مهر ۱۳۹۳
Print This Post
غروب جمعه- کامل
علی خان آبادی
غروب جمعه و باران، غروب جمعه و باد! غروب جمعه و خوابی که می رود از یاد!   غروب جمعه و سرمای دست های هنوز و یک ترانه پر از دردها و ناله و سوز   غروب و جمعه و لبخندهای پژمرده و عکس های قدیمی؛ غمی که تا خورده   غروب جمعه و چایی که روبروی من است و داستان بلندی که در گلوی من است   دوباره مساله ها، فرضیات و دایره ها معلمی که نیاموخت، درس فاصله ها   هزار قصه شیرین برایمان سر داد ولی نگفت از آوار تیشه ی فرهاد   ریاضیات نشان داد، دو و دو چند است؟ ولی نه لحظه نابی که می رود از دست   دوباره مشق ریاضی و مغز وامانده و رمزهای نگفته و شعر ناخوانده   غم بلند خیابان، و نم نم باران و جاده ای که قدمهای توست خسته در آن   غروب جمعه ی پاییز و  خش خشی آرام معلمی که نیاموخت عشق نیمه تمام

انتهای پیام / شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان / کد خبر: 5728
نویسنده: علی خان آبادی


ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.