جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ / Friday 22 September 2017 آخرین بروز رسانی: ۱۰:۴۳:۲۸ - دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶
کد خبر: 5666
شناسه: ن/ 59 س/۱۱۱۹۳۷۹۳۰۰۰۱
زمان مخابره: ۱۱:۳۷:۰۰ - ۱۹ فروردین ۱۳۹۳
Print This Post
هنوز باد می آید…
پانته آ صفایی
  به چله باز نشستم مرور خاطره را مرور آن شب مرموز پرمخاطره را   و کاهنان نگاهت دوباره می آیند که دختران من - این شعرهای باکره- را کنار معبد یک عشق تازه سر ببرند... ( چقدر باد می آید! ببند پنجره را...*)   از آن شبی که تفنگ شکارچی پر دا-ده از کویر دلم دسته های هوبره را- هنوز باد می آید... و باد می کوبد به شیشه نازکی بالهای شب پره را... ... اسیر قلعه ی تنهایی ام... کجایی عشق؟ تو قهرمان منی! بشکن این محاصره را!   *ببند پنجره را باد سرد می آید (ه.ا. سایه)

انتهای پیام / شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان / کد خبر: 5666
نویسنده: پانته آ صفایی


ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.