چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ / Wednesday 20 September 2017 آخرین بروز رسانی: ۱۰:۴۳:۲۸ - دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶
کد خبر: 5665
شناسه: ن/ 64 س/۲۱۱۲۳۶۹۴۱۹۱۰
زمان مخابره: ۲۱:۳۶:۱۹ - ۱۲ دی ۱۳۹۴
Print This Post
گفتم آهن دلی کنم چندی
علی خان آبادی
گفتم آهن دلي كنم چنديندهم دل به هيچ دلم بندي ١،آمدي، آهنم شراب شديمست كردي دلم به لبخندي ٢،خاصه ما را كه در ازل بوده استبا تو آميزشي و پيوندي٣،آخرت شد، زمين هوايي شدرٓست و خيزي تو در من افكندي٤، نرسد دست ما به دنيايتآخرت بهتر است، تا چندي ٥ من و تو در بهشت، جرعه زديمكاش آن ميوه را نمي كندي ٦ رفتي و كشتي ام به گِل ماندينوح، بي نور حق نپايندي ٧ اينهمه اژدها، من و فرعونموسيِ بي عصا چه ترفندي؟ ٨ نرود در سرم هواي كسينه به گوشم نصيحتي، پندي ٩ رفتي و شعر كهنه اي گم شدرفتي و قصه ها پراكندي ١٠-----------------------١،٣ سعدي عليه الرحمه، ديوان اشعار، غزليات، غزل ٥٣٨٢ و الباقي، خودم

انتهای پیام / شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان / کد خبر: 5665
نویسنده: علی خان آبادی


ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.