|
پيوندها
دستهها
وبلاگ های عضو
یاران
آخرین دیدگاه ها
حمایت از اصفهان بلاگ
در برخورد با طنز یا نیشتان باز میشود یا مشتتان (مصاحبه ایسنا با حامد بذرافکن)
نویسنده: نصفهان ( در راستای سری مصاحبه های خبرگزاری ایسنا با اعضای فعال حلقه، اینبار این خبرگزاری با حامد بذرافکن از طنزپردازان و کاریکاتوریست های خوب و موفق حلقه ی طنز نصف جهان مصاحبه ای انجام داده است که مشروح آن به این قرار است:)يك طنزنويس گفت: اگر نگاهی به تاريخ ادبیات بیندازیم، میبینیم نقش طنزنویسی در دو حوزه مشخص بسیار پررنگ میشود.
حامد بذرافکن در گفتوگو با خبرنگار سرويس فرهنگ و هنر
خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه اصفهان، اظهار كرد: یکی از اين
حوزهها سیاست است، چرا كه وجود حکومتهای مقتدر و پادشاهان مستبد آن زمان،
فضای اجتماعی و سیاسی را چنان تنگ و تار کرده بود که شاعران و ادبیان كه
يگانه تریبون اجتماعی زمان خود بودهاند، چارهاي جز سخن گفتن در لفافه طنز
نمییافتند.
وي بيان كرد: حوزه دیگر، حوزه تابوها و بیاخلاقیهای
مزمن ولی همیشگی فرهنگی ما است که پرداختن آشکار به آنها، تبعات فراوانی
برای آنها داشته است. حافظ و سعدی نمونه طنزنويسي در حوزه نخست و عبید و
خاکشیر اصفهانی نمونه طنزنويسي در حوزه دوم هستند.
بذرافکن افزود: تغییر حال و هوای مردمان روزگار ما و نیاز
بیش از پيش آنها به شوخی، خنده و شادی، عامل اصلی و اساسی رواج طنزنویسی
در دوران معاصر است.
وي اضافه كرد: نگاهی ...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۸ | نظرات | نویسنده: نصفهان
متن اس ام اس یک دانشجوی اصفهانی !
نویسنده: ساناز منوچهری
درود...من ساناز منوچهری هستم از اصفهان! امروز برای کارگاه کاریکاتور فردا ،رو به روی تالار سوره زیر آسمان شهر شما را زیارت کردم و قصد ثبت نام داشتم! نظر به اینکه ما ساکنان اصفهان بسیار آینده نگر هستیم و با دوستان هر چه پول هایمان را روی هم گذاشتیم به ۱۵ هزار تومان هم نرسید که حداقل یک نفر را به نمایندگی از طرف جمع بفرستیم و از آن طرف گمان می کردیم حضور در این کارگاه تخصصی رایگان است ...
لذا ضمن پوزش بابت اینکه وعده را کنسل می کنم . برای تمام دانشجویان سینما آرزوی ثروت می کنم . درود مرا به دوستان حاضر و ناظر برسانید و جای ما را در آن فضای هنری سبز نگاه دارید...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۶ | نظرات | نویسنده: ساناز منوچهری
نقد " روزهای آخر آبان " و " از ماه تا ماهی " در:
نویسنده: پانته آ صفایی
روزنامهً جام جم ۸ بهمن
و:
سایت سوره مهر
و: سایت فرهیختگان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۶ | نظرات | نویسنده: پانته آ صفایی
چگونه در گروه ما عضو شوید ؟
نویسنده: گروه اصفهان شناسی زنده رود این مطلب به دلیل تقاضاهای زیاد خوانندگان عزیز نوشته شده است و اگرچه هر بار پاسخ آن داده شده است اما تصمیم کبری گرفتیم که یکبار برای همیشه تکلیفش را معلوم کنیم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۵ | نظرات | نویسنده: گروه اصفهان شناسی زنده رود
جشن سده
نویسنده: گروه اصفهان شناسی زنده رود عرضم به حضور انور باهرالنور دوستان عزیز(به سبک حاجی در فیلم فرش باد -که نقشش را محمود حریرچیان عزیز بازی می کند-در حال خطاب قرار دادن مهمان ژاپنی!!!-یعنی اگر شما فهمیدید معنی این عبارت چیه اون ژاپنیه هم حتما فهمیده!!) که ،تصمیم براین شد که به دلیل نزدیکی اردوی خوانسار به جشن سده،اردوی خوانسار را تبدیل کنیم به اردوی یک روزه یزد و جشن سده ....یعنی سر ماشین را یک کمی!!!کج کرده و می رویم یزد...زمان:دوشنبه 10 بهمن هزینه برای اعضا:16000 تومان و برای مهمانان 19000 تومانصبحانه میل کنید و تشریف بیاورید اما ناهار برای خودتان زحمت بکشید بیاورید...هزینه هم شامل رفت و برگشت، بیمه و پذیرایی است.برای دریافت اطلاعات بیشتر و نامنویسی تا پایان روز جمعه با سعید دهقانی تماس بگیرید.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۵ | نظرات | نویسنده: گروه اصفهان شناسی زنده رود
غیبت ممنوع !
نویسنده: نصفهان
مملکت که کلا تعطیل بوده این چند وقت (البته به استثنای جناب تورم که اضافه
کاری هم وایساده!) سکه و دلارم که افتادن به جون هم ببینن کدوم بیشتر می
ترکونن ! سردبیر (من) هم که کلا حافظه اش در حد میگو نمی رسه و دیروز هم
تولدش بوده سرش شلوووغ ! خلاصه همه ی این صغرا کبراها رو چیدم که بگم :
شرمنده امروز شصت و یکمین حلقه ی طنز نصف جهان بوده و بنده فراموش کردم اطلاع رسانی کنم! خلاصه گردن وبلاگ از مو باریک تره می تونید با کامنت سردبیر رو ...بهرحال
امروز چهارشنبه 5 بهمن 1390 ساعت 4 عصر در خانه هنرمندان اصفهان واقع در
چهار راه آبشار حلقه ای برپاست و حضور همه ی شما الزامی. چه بکنیم با طنز و
این بحران اقتصادی !
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۵ | نظرات | نویسنده: نصفهان
وقتی اصغر و مدونا فیس تو فیس می شوند!
نویسنده: ساناز منوچهری
اصغر فرهادی از جدایی تا رسیدن به گلدن گلاب
اصغر بگرفت جایزه ایی از مدونا
با چشم،اشاره ی گران، به مدونا
یک لحظه تاملی نمود در اوضاع
لب را بگزید و عذر خواست از مدونا !
صاحب اثر : ساناز منوچهری
زمانی که بانو مدونا از اصغر خان دعوت کرد که برای گرفتن جایزه گلدن گلاب بر صحنه حاضر شود و زمانی که " صنم " جیق کشید و شادمانی " آرش" را از " من و تو ۱" یافتم ... قلبم در این طپش باهیجان درگیر که چگونه آیا اصغر و مدونا باهم رو به رو خواهند شد...؟! در همین حین که پیمان معادی را اسکورت اصغر فرهادی یافتم قضیه برایم جدی تر شد... آیا زیارت مدونا برای اصغر فرهادی و پیمان معادی به یک زیارت دل چسب بدل خواهد شد ؟ آن لحظه چنان خوشحال بودم که در اوج طپش قلب اشک شوق در چشمانم حلقه زد و اصلا حواسم به هیچ نبود جز صحبت های اصغر فرهادی و بازخورد کسانی که در مراسم حضور داشتند .!!
(حال جالب است در همان لحظه که یکی از دوستان فریبرز.الف در حال تماشای گلدن گلاب بوده است و در عالم خواب و بیداری به سر می برده است ساناز منوچهری را نیز در آن مراسم می ...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۴ | نظرات | نویسنده: ساناز منوچهری
خودمان چه کاره ایم ؟!
نویسنده: ساناز منوچهری
فرزندان تابلوی والدین خود هستند!
مامانم تا یه بچه ی ناز می بینه دلش بچه می خواد ... بابام می گه " همین مادرتون بود که باعث شد شما حالا بگید چرا؟! " مادر بزرگم می گه " اینا چشمشون به مال و ثروت افتاد... گفتن مال و منال ریخته دوروبرمون چندتا بچه می ریزیم دوربرمون بزن تو سرو کله همو حالشو ببریم...نمی دونستن حال بچه ها بزرگ می شنو هر کدوم یه برا خودشون یه ساز می زنن.."
حال در این میان وقتی کودکی چشم و گوش بسته چشم باز می کند و در خانواده ایی دیده به جهان می گشاید که پدر و مادرش از صبح تا شب و از شب تا صبح مدام با یکدیگر اختلاف نظر دارند و فراموش کرده اند تا قبل از وصت چقدر باهم تفاهم دارند! - سر چند راهی می ماند که باید چه کرد ..
و وقتی می بیند هیچ کاری نمی توان کرد او نیز همانند والدین خود شروع به ابراز وجود می کند و کم کم این نسل شکل می گیرد نسلی مملو از آدم های خشن و عصبی که به جای آرامش در حضور دیگران و یافتن راه حل های منطقی در زندگی مدام بر سر یکدیگر داد و فریاد می ...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۴ | نظرات | نویسنده: ساناز منوچهری
مشاجره ی مجازی اس.ام و اچ اچ ای در قالب مشاعره!!
نویسنده: ساناز منوچهری
مشاعره یا مشاجره!
"الف.شین" در قالب یک اس ام اس به ساناز منوچهری :
" به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس / که آخر تا به کی تاخیر و فس فس / اگر عقدم نخوانی سال جاری / روم تهران شوم تهران دختر فراری "
این اس رسیده از " الف . شین " به این باکس " ساناز منوچهری " رسید و ساناز منوچهری در طی جوگیری این اس ام اس را به این باکس " اچ .اچ .ای " سند کرد و "اچ.ای .ای " این گونه پاسخ گفت
اچ.ای .ای :
" جوابش داد آن مجنون به لیلی :موثر بود تهدید تو خیلی اگر دستم کنی بندان در آن کار /شوم ممنون تو ، من خیلی خیلی "
و ساناز منوچهری این گونه جوابیه صادر کرد
و لیلی چون بدید پاسخ مجنونبشد زار و پریشانتر ز مفتونبکرد پایش به یک کفشو به وی گفتکه من تو رو می خوام نمرم به تهرون
نظامی، شهره کرد آوازه ی مجنون و لیلیو مجنون مرد بود و زن بود لیــــــــــــــــلی ولیکن حالا به عصر تکنولــــــــــــــــــــوژی منم مجنون تو ، تو نیز لیلــــــــــــــــــــی !
و لیلی مجنون نما، باخوانش پاسخ و با تاملی گران در اوج اندوه این چنین اس اید!
نخواهم تا که " ممنون " ...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۴ | نظرات | نویسنده: ساناز منوچهری
گزارش دکتر دهقانی از قزوین
نویسنده: شاهین سپنتا گزارشی از استان قزوین و آثار تاریخی آن
دکتر محمود دهقانی
پیشینه شهر قزوین با نام "شاد شاپور" با دژ و باروهایی
که دیواری به دور خود داشته را به شاپور ساسانی نسبت دادهاند. تپههای باستانی پیرامون
قزوین و پژوهشهای باستانشناسی از پیشینه آن این شهر گواهی میدهد. همچنین برخی
از مساجد بهویژه مسجد حیدریه - که گفته میشود در روزگار ساسانیان آتشکده بوده و
پس از اسلام به مسجد تغییر یافته- نشانهای از دیرینگی این شهر در روزگار پیش از
اسلام است. قزوین با تمام سرسبزی خود از دیرباز با کمبود آب دست به گریبان بوده که
کاریزهای (قنات) آن نشان از این دارند. اما از سویی این شهر با سیلی ویرانگر نیز
در تاریخ خود سر و کار داشته است. در رابطه با نام قزوین نیز نگرشهایی گوناگون هست
که در روزگار ساسانی به آن "کشوین" یا "قسوین" و برخی نیز آن را "کاسپین" گفتهاند.
قزوین همچنین نام یکی از زیباترین استانهای ایران در روزگار کنونی است که با
تاکستانها و باغهای دلانگیز انگور و با مردم صمیمی و فرهنگ بالنده نه تنها میتواند
شاخهای از گلهای سبد گردشگری کشور باشد بلکه شهر قزوین مرکز این استان با
بازارهای زیبا بةویژه بازار قیصریه و تاریخ
بازرگانی آن، میتواند نقطه به حرکت درآوردن چرخ اقتصادی کشور شود. استان
قزوین به استانهای گیلان، مازندران، البرز، همدان، ...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۳ | نظرات | نویسنده: شاهین سپنتا
در شهر چه خبر است؟
نویسنده: گروه اصفهان شناسی زنده رود پاسخ کارگردانِ فیلم نقش نهان به اداره کل میراث فرهنگی اصفهان
کاروانسرای خرگوشی ،نگین غارت شده ی کویربا سپاس از وبلاگ ایران نامه
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۳ | نظرات | نویسنده: گروه اصفهان شناسی زنده رود
پاسخ به سخنان غیرمسئولانه سرپرست اداره میراث اصفهان
نویسنده: شاهین سپنتا پاسخ کارگردانِ فیلم نقش نهان به اداره کل میراث فرهنگی اصفهانگارگردان فیلم «نقش نهان» در پاسخ به سخنان اخیر سرپرست موقت اداره کل میراث فرهنگی اصفهان و اقدامات دخالتجویانه معاونت این اداره در جلوگیری از اکران این فیلم مستند که با موضوع وضعیت بحرانی آثار تاریخی اصفهان ساخته شده است، جوابیهای صادر نمود. بهتازگی سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اصفهان، طی سخنانی در مورد مخالفت این اداره با اکران فیلم نقش نهان گفته بود: «باید بدانیم به طور کل کارگردان این مستند به دستور چه کسی و به چه منظوری این مستند را تهیه کرده است.» محسن مصلحی، با توجیه اقدام غیرقانونی این اداره در جلوگیری از اکران یک فیلم مستند تصریح کرده بود: «این حق میراث فرهنگی است که بداند هر فردی با چه زاویهای دوربین را در دست میگیرد و به مسائل نگاه میکند و آیا این زاویهها بر اساس اصلاح یا تنش است.» وی افزوده بود: «بدون مجوز وزارت ارشاد اقدام به ساخت این فیلم شده و هیچ مرجع ذیصلاحی این فیلم و فیلمبردار آن را تایید نمیکند و از دوستان کارگردان نیز درخواست شد تا قبل از اکران فیلم یک نسخه از آن به سازمان میراث فرهنگی داده شود که آن افراد ...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۲ | نظرات | نویسنده: شاهین سپنتا
گزارشی از محمد سلطان الکتابی
نویسنده: شاهین سپنتا کاروانسرای خرگوشی، نگین غارت شده کویر!کاروانسرای خرگوشی، نزدیک باتلاق گاوخونی در جاده قدیمی یزد- اصفهان، بین ورزنه در استان اصفهان و ندوشن در استان یزد قرار دارد. فاصله بین این کاروانسرا و شهر عقدا حدود شصت کیلومتر است. این بنا از آثار دوره شاه عباسی و یکی از 999 کاروانسرای آن دوره است. این رباط تماماً از سنگ و آجر ساخته شده و ابعاد آن 80×80 متر است. این رباط شامل صفهها، حجرهها و اصطبل است. دیواره روی پشت بام، دو متر عرض دارد. سردر آن دو طبقه و طبقه دوم شاهنشین است. در داخل رباط هجده صفه وجود دارد: صفه بزرگتر و صفه دیگری که در قسمت جنوبی قرار دارد، دارای محراب و نمازگاه است. در چهار گوشه رباط، چهار مدخل برای ورود دیده میشود و مخزن آب به صورت آب انبار در وسط رباط ساخته شده است. این کاروانسرا کاملا داخل طبیعت بکر و وسط کویر قرار گرفته و میتوان از آن به عنوان یک رصدگاه بسیار زیبا و مناسب استفاده کرد. از دور، این کاروانسرا منظرهای بسیار زیبا دارد. داخل آن اتاقکهای سنگی وجود دارد که محل استراحت مسافرین بوده در ضمن محلی هم برای نگهداری حیوانات وجود دارد. متاسفانه اکنون، تالاب گاوخونی، همسایه دیرین کاروانسرا نیز حال ...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۲ | نظرات | نویسنده: شاهین سپنتا
عصیان نویس ۲۰۱۲-۰۱-۲۱ ۰۹:۲۱:۰۰
نویسنده: دریا موسوی اصلن به مادرت بگودختر نیست!
شعرهایم رابریزدور تر از این نمی شود
اسم یهودی اتاصول مذهب ام را ترور می کند
آینده ات را در رفت و آمدمـ بی لباس که می ریزی توی نگاه دروغین اش ـ
الیاس!
فرزند حرامزاده مان نجیب تر است از لذت بکارت اش
اصلن به مادرت بگودختر نیست !
حوادث که حمله می کنندزنبق هاقبل از بلوغپیر می شوند
دریا موسوی۲۸/۱۰/۹۰
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۱,۰۱ | نظرات | نویسنده: دریا موسوی
فرار کردم …
نویسنده: علی مختاری
فرار کردم ...
از خود واز دنیای مجازی هم
تنها ماندم تنها ی تنها
وتنها دلخوشیم حضوری بود بی حضور
مجازی تر از مجازی
فضائی که من وما ها را مسخر ومسخره تر کرد
تا یاد دهد تو موجودی هستی اجتماعی
اگر توان روبروئی نداری
اگر زبان بیان نداری
اگر قدرت تحلیل وتعمل نداری
گوشه نشینی دردی دوا نمیکند
مزاجت را به چاشتی اشنا کن تا مخدر دنیای مجازی تورا دگرگون کند
دستان بی فروغ دوستیت را با نوازش حروف بر دست ناگرفته افکار هم نوعانت بگذار
بی انکه گرمائی را به وقع
حس کنی که دست یاری دراز کرده
بی انکه چشم در چشم رو در
رو ،نفسی را احساس کنی که تورا میطلبد
وبی انکه صدائی را هم نوای
خلوت هایت با همان لرزش هائی که غم بی هم نوائی بران چیره شده به جان بشنوی
اری تنهاصدای به جامانده
از این یار مجازی ،صدای ناموزون کیبورد است که دستان تو انرا به طرب واداشته
تنها صدای مانده همان تیک
تیک موش کوچکیست که از فشار تائید های انگشت سبابه ،سر به تائید تو خم میکند
در نهایت تنها تو میمانی و
دلنوشته ای کوتاه
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۰,۳۰ | نظرات | نویسنده: علی مختاری
عمر بی حاصل
نویسنده: علی مختاری
عمر بی حاصل
روزگاران در پی هم سپری شد ومن در فکر کرده هاوناکرده های پیشین ،انگشت حیرت بر دهان گرفته ام
درصورتی که گذشته ها را باید از نظر گذراند وچکیده های ان را به شیرازه ذهن نهاد
واز این عصاره تلخ اینده ای را رقم زد تا ناکامی های دیرین را تجدید نکنیم
افسوس میخورم از بهار عمری که گذشت ومن تن تنها را بر این جبر روزگار ،کشان کشان از سوئی به سوئی میکشیدم.
دریغ فقری را خوردم که بر افکارم در ان بهار عمر خیمه کرده بود
واین فقر فکری دربهای رهائی را می بست به جای بازکردن...!
واکنون که ذهن را از تارهای طنیده ان عنکبوت رهائی دادم بهار عمر در پایان راه ،با چشمانی خیره به گذشته تلخ به پل های شکسته پشت سرش مینگرد
او با نگاهی از سر حسرت یاداور اتمام بهار است تا تن به بنیان ان جسم قدر ،پای را محکم تر بر زمین نهم
ودر این چله سال نشینی عمر،دگر افسوس جائز نیست وره هموارتر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۰,۳۰ | نظرات | نویسنده: علی مختاری
خوش به حال آهوها ۲۰۱۲-۰۱-۱۹ ۱۹:۲۴:۰۰
نویسنده: پانته آ صفایی
نگاهت طعم باران های بادآورده را دارد
که بعد از سالها بر سرزمینی خشک می بارد
شبیه دارویی که روی زخمی کهنه بگذارند
اگرچه حرف هایت گاه روحم را می آزارد
ولی من باز هم مثل کویر تشنه ای هستم
که بی تاب است تا خود را به بارانِ تو بسپارد
ترک های دهان واکرده در این خاک بسیارند
تویی، تا لطف خاصت دست بر زخم که بگذارد...!
تو هر ساعت به سمتی می روی، ای ابر! بیخود نیست
دلم می لرزد و دست چپم اینقدر می خارد*
انار نوبری! هر میهمانی می رسد از راه
تو را می خواهد از ظرف بزرگ میوه بردارد
---------------------------------------------------------------------------------
* می گویند خارش کف دست چپ، نشانۀ از دست دادن چیزی گرانبها در آیندۀ نزدیک است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۰,۲۹ | نظرات | نویسنده: پانته آ صفایی
کاریکلماتور ۲۵
نویسنده: علیرضا لقمانی * برف شهر را رو سفيد كرد .
* آينه هرچه شفاف تر
، رك تر .
* خاطرات آينده را
به گذشته تبديل مي كند .
* برف زود هنگام ،
پيري زودرس درخت هاست .
* سوغات آينده مرگ
است .
* فاصله ي دانش آموز
و دانشجو چهار ساعت است .
* زمين ، مرده خور
است .
* گوشتخوارها كم كم
در حال منقرض شدن هستند .
* حرف توي گوش آدم
دهن لق بند نمي شود .
* براي سلامتي مردم
، آرزوي ورشكستگي پزشكان را دارم .
* وقتي ديگه حال نفس
كشيدن نداشت مُرد .
* تخته سياه بهترين
وسيله ي كمك آموزشي دنيا است . پ . ن : ای کسانی ایمان آوردید ، این نوید را می دهیم که بخورید و بیاشامید و پست هفته آینده را از دست ندهید که درباره اصغر فرهادی عزیز و افتخار آفرینی هاش می نویسیم .
تاریخ انتشار: ۱۳۹۰,۱۰,۲۹ | نظرات | نویسنده: علیرضا لقمانی |