چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ / Wednesday 17 January 2018 آخرین بروز رسانی: ۱۱:۲۵:۰۰ - شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶

پيوندها

یاران

حمایت از اصفهان بلاگ



برای حمایت از شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان اصفهان، کد فوق را در وب سایت یا وبلاگ خود قرار دهید.
علی خان آبادی
من تهرانم
نویسنده: علی خان آبادی
شبي كه از چشمان تو مي افتدلغزان و خيس و شوردر سكوتزندگي،و زبانه مي كشد آن خاموش آذران در انتهاي دالان تاريك يك روياديگردريا موهبتي نيست ...

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۱۰,۱۶ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

مسعود سعیدی
گذشته ای که ول کن ماجرا نیست
نویسنده: مسعود سعیدی
شنیده‌ای؟ وقتی در گذشته گیر می‌کنی؟ وقتی که یک باره، غرق مشغله‌ها می‌شوی؛ در یک سنی می‌مانی، و سال‌ها بعد... هر کاری می‌کنی نمی‌توانی از آن دل بکنی؟؟؟   داستان من و این وبلاگ هم، همین است... وارد مدیریتش که می‌شوم، نفسم می‌گیرد... چه باور کنی چه نه، داستان همین است... یک وبلاگ ده ساله که به اندازه عمر من، خاطره برایم زنده می‌کند.... فقط خدا کند که این وبلاگ بیچاره، خدایی نکرده طوری نشود... وگرنه من دلتنگ، دیگر وقتی، جایی ندارم، کاری ندارم و حوصله‌ای ندارم، نمی‌توانم هیچ کجا، چئد دقیقه‌ای خلوت کنم و .... به یاد گذشته‌ها، گذشته‌های دور از نظر ذهنی اما خیلی خیلی نزدیک از نظر حسی، چند لحظه‌ای، عمر بگذارنم....     پ.ن: کاش می‌شد برگشت به روزهایی که زندگیم شده بود آپدیت کردن این وبلاگ و قند توی دلم آب می‌شد وقتی واردش می‌شدم.... کاش...

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۱۰,۱۵ | نظرات | نویسنده: مسعود سعیدی

مسعود سعیدی
؟!!!!!!!!!!
نویسنده: مسعود سعیدی
باز میشه اینجا نوشت یعنی؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۱۰,۱۵ | نظرات | نویسنده: مسعود سعیدی

مسعود سعیدی
مفقوده‌ای به نام #اخلاق
نویسنده: مسعود سعیدی
  حالا دو سال گذشته از روزی که تصمیمات مهمی در زندگی‌ام گرفتم؛ روزی که به ظاهر اتفاقی ساده اما در واقع، یک حرکت کاملاً اساسی در زندگی من صورت گرفت... بعد از آن عزل و نصب‌های #کذایی و البته حرف‌ها و حدیث‌ها، اشک‌ها و لبخندها و البته یک قبولی ساده در دانشگاه... آدم‌هایی که از قلبت پرواز کردند، آنهایی که در قلبت جا باز کردند و آن چند نفری که نه‌تنها از قلب، بلکه از ذهنت هم خارج شدند... حالا من کناری ایستاده‌ام و مسیری را نگاه می‌کنم که در طول این دو سال طی شده... آنهایی که آمدند و آنهایی که رفتند... و اتفاقاتی که هنوز، هر روز، تکرار می‌شوند...   و در همه این سال‌ها، مفقوده‌ای به نام اخلاق همچنان مرا زجر می‌دهد....

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۶,۲۲ | نظرات | نویسنده: مسعود سعیدی

علی خان آبادی
نامه آرزوها (به فرزندم)
نویسنده: علی خان آبادی
به نام خدای مهر و آشتینامه ی آرزوهادخترم، پسرم، فرزندم، دوست خوب کوچکی که روزی دوست خوب بزرگی خواهی شد، سلام!نامه اولم را برایت نامه آرزوها نامیده ام، چرا که می دانم و تو نیز خواهی دانست که انسانِ بی آرزو، انسانِ بی امید، انسانی در خط پایان است. این آرزوها را می توانم هرسال در مبارکباد زادروزت دوباره برایت بخوانم و شاید در کنار هم بندی تازه بر آنها افزودیم.پس ابتدا برایت آرزومندی های بسیار و بسیاری های برقرار می خواهم، آنچنان آرزومندی که ...

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۶ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
قاب قدیمی
نویسنده: علی خان آبادی
در آستان يك دريچه ي ابريدر آسمان بي تكلف كلماتزني ايستاده استبا رويايي پنهانو كلماتي در حجاب و نگاهي كه زندگي هنوز در آن برق مي زندو نوار سبزي بر دوشكه تمناي زيستن را آواز كرده استچونان چمنزاري در منظره كوهستانمستانه مي شود از لمس واژه ه ي درد آلود بودنو پروانه اي شايددر امتداد باغدر اضطراب ماندن و رفتن

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
چشم هات
نویسنده: علی خان آبادی
و چشمهات جهانی استجهانی که به پرواز فرا می خواندو چشمهاتخود آسمان استآنجا که پرنده پر می گشایدو خورشید طلوع می کندنگاهتبی پیرایه مهربانی می کندوچشمهاتجهان تازه ای می شودبرای پر زدنشب هاستاره باران می شوداز امتداد توو ماهتابدر حضورتشرمسارانه پشت پرده های ابرپنهان شده استو بارانهدیتی استکه به پیشوار آمدنتزمین ناپاک را پاک می کندوچشمانت جهانی دیگر استکه به پرواز فرا می خواند

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
کاراکتر جادویی
نویسنده: علی خان آبادی
كدامين كلام ناگفته ام بر زبان جاري نگشته بود،كدامين راه نرفته راپايم از رفتن به جاي مانده بود،در آن عصر بي حالي و بي حوصلگيكه در جستجوي شبه وار ميان عبارتها به ناگاه تو را در ميانه يافتم؟تو تكامل كدامين ذرات وجود من خواهي بود؟و خداي كه در وجود تو، ردي چنين نمايان از خويش برجاي گذارده استديگر به كدامين تالار تو در توي، تواند رهيدآااااي! خاتون گمشده! اكنون كه آيه هاي حضور خداي را برايم آورديبگذار، در امواج چشمهاتميان خداي واره هاي آمدنت، پارو زنان و فريادكشانبه كلنجار جستجوهاي بي شمار، پاياني تازه را نقاشي كنمتو، آمده بودي در اثناي شبدر ميانه هاي آن داستان نيمه تمامو چشمهام، درست در امتداد يك رويا، تو را دريافته بود

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
چه می شود کرد؟
نویسنده: علی خان آبادی
تو ماه باش و در آسمان كرشمه بيامن حوض مي شوم و نقاشي ات مي كنم روي قلبي كه با تلنگري مي شكندتو نسيم باش و رقصنده از جهان ما بگذرمن درخت مي شوم و زير قدمهاتبرگهايم را به نوازشي ابدي ميهمان مي كنم

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
امید
نویسنده: علی خان آبادی
از حياط صداي پرنده ها مي آيد و بوي بارانصبح بدون خورشيد آمده استو من بدون تو بيدار مي شوماما مي دانم، هم خورشيد خواهد آمد، هم تو!

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
نوت می نا
نویسنده: علی خان آبادی
يك صبح كه "مي" دارديك لحظه كه "مي" دارديك روز كه "مي" دارديك شام كه "مي" داردمي لا، لالالا، مي لالا، نه، دو، ر، مي داردلالا، دو، ر، مي، لالالالا، دورِمي دارديك روز كه مي دارديك روز كه مي آيديك روز كه مي آييآن روز لالا لالاآن روز چه رويايي!آن روز تو مي نايي

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
رباعی
نویسنده: علی خان آبادی
گيسوي تو بود و بود با ما همه بودابروي تو شد خيال محراب سجودتا بوي تو در ميان دنيا پيچيددر كوي تو شد وجود، هر كو كه نبود

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
ادراک نابوده ها
نویسنده: علی خان آبادی
از نيمه شبي كه عشق زبانه مي كشدميان نفس هاي توترانه هاي رفته بر زبان جاري مي شوندديوارها مي روندو صبح با صداي گنجشك ها آغاز مي شودو صداهاي ناشنيدهو هواهايي كه نابوده بودو بوده مي شوند

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

علی خان آبادی
راز ساحل
نویسنده: علی خان آبادی
من در كنار ساحل سنگيدل در ميان آبمن يك نفير فروخورده ام اي ساحل سرابمن يك تن ام، رها شده در تخت ماسه هادر زير آفتاباين سنگ هاي ريز، با رنگ هاي تازه و تابانبا شكل هاي پر هيجان با صورتان خيسخواب و خيال كودكي و عشق سنگ هايك روي سكه استدر پشت پرده خبرهاي ديگر استتوتوي صخره هااز خون موج هاي سرافراز و پرغروراز لحظه هاي آخر و از خاطرات دوراكنون معطر استاين ذهن صخره هاستبا صد هزار موج خروشان تب زده درگير آخرين خروش و تمناي اشكهااين خاطرات روشناين لحظه هاي شرم بينندگان صخره و موج؛ مرگ دمادماندر نشسته در سكوت تل انبار سينه هاآن تك سوارهابر پشت بادهااين راز ساحل است٢٧ ارديبهشت ٩٤

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۲۱ | نظرات | نویسنده: علی خان آبادی

سپهر سلیمی
شروع پانزدهمین سال فعالیت وبلاگ دوستداران حیوانات و محیط زیست
نویسنده: سپهر سلیمی
  چهارده سال از نخستین روز شروع به کار این وبلاگ گذشت. من و وبلاگم از نخستین نسل وبلاگ نویسی فارسی تا روزهای اوج وبلاگستان فارسی و رکورد فعلی را تجربه کرده ایم. دوستداران حیوانات و محیط زیست در روزهایی شروع به کار کرد که اندک نشانی از مطالب محیط زیستی و بویژه حمایت از حیواناتی در اینترنت فارسی به چشم می خورد. اکنون در آستانه پانزدهمین سال فعالیت با حدود 1200 مطلب، آرشیوی غنی و بی اغراق، بعضاً بی نظیر از مطالب مرتبط با محیط زیست، حمایت از حیوانات، اصفهان و زاینده رود را در دل خود دارد. خوشحالم که در این سالها علیرغم همه فراز و نشیب ها، چراغ این خانه روشن مانده. هر چند این روزها با انتشار مطلب و عکس در شبکه های اجتماعی در کسری از زمان صدها و هزاران نفر به راحتی به آن دسترسی پیدا می کنند اما همچنان در اینجا خواهم نوشت. و همچنان امیدوار به روزهای بهتر از طریق گسترش آگاهی و دانش عمومی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۵,۰۹ | نظرات | نویسنده: سپهر سلیمی

سپهر سلیمی
تبرئه انسان, تهمت به حیوان!
نویسنده: سپهر سلیمی
باز هم یک انسانی یک غلطی کرد و عده ای آنرا به حیوان نسبت دادند. موجود تجاور کننده به آتنا، انسان با نام علمی هوموساپینس بوده انقدر نگویید کفتاران جنایتکار, روبهان فلان، گرگان و خفاشان چنین کردند...این بی فرهنگی که هر اتفاق بدی را به حیوانی نسبت می دهیم کی تمام می شود؟!

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۴,۲۵ | نظرات | نویسنده: سپهر سلیمی

سپهر سلیمی
ثبت یزد در میراث جهانی یونسکو و امید به بازگشت به مسیر توسعه پایدار
نویسنده: سپهر سلیمی
شهر یزد در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. اتفاق خوشایندی که می تواند سیل گردشگران را روانه این شهر کند.مدیران و برنامه ریزان لطف کنند از امروز به جای توسعه صنعت از فولاد تا سیمان و به جای کشاورزی و پرورش ماهی با آب زاینده رود به توسعه زیرساختهای گردشگری در این شهر بپردازند.توسعه صنعت و کشاورزی در یزد علاوه بر ویرانی زیست بوم, با افزایش و تغییر بافت جمعیتی باعث ایجاد مشکلات فراوان فرهنگی و اجتماعی برای این کهن شهر می شود.

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۴,۲۵ | نظرات | نویسنده: سپهر سلیمی

سپهر سلیمی
حراج امنیت!
نویسنده: سپهر سلیمی
همین دیروز بود که رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی گفت که مساله آب به مساله ای امنیتی تبدیل شده و کمیته ویژه ای برای این مساله ایجاد شده است.کافیست کمی نگاهی به اطرافمان بیندازیم تا ببینیم چطور در سرزمین خشک ایران چوب حراج بر سر این کالای امنیتی زده ایم... از #کشاورزی_ناپایدار و صنایع با نیاز آبی زیاد تا اتلاف محصولات غذایی و کشاورزی...برای تولید هر کیلو هندوانه بیش از چهارصد لیتر آب مصرف می شود... برای یک هندوانه چهارکیلویی حدود هزار و ششصدلیتر آب مصرف می شود و بر مبنای قیمت این تصویر بهای آن فقط هزار تومان می شود!! هزار و ششصد لیتر آب فقط هزار تومان!کی قرار است برای این کالای امنیتی برنامه ریزی کارشناسی در کشاورزی صورت گیرد و تا کی قرار است کشاورزی ناپایدار منابع آبی رو به زوال کشور را به یغما ببرد؟! آیا با دیگر مسائل امنیتی هم چنین با صبر و مماشات برخورد می شود؟!

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶,۰۴,۲۵ | نظرات | نویسنده: سپهر سلیمی

صفحات